فرهاد توحیدی
فرهاد توحیدی-cover

سهم فیلمنامه نویسان از سینمای ایران
به نام خدا

سالهاست که صورتهای متفاوت از گزاره واحدی در میان دست اندرکاران و علاقمندان سینمای ایران دهان به دهان می چرخد: "سینمای ایران دچار بحران فیلمنامه است" یا "سینمای ایران از ضعف فیلمنامه رنج می برد" و ... متهمان اصلی این نقیصه نیز بی بروبرگرد فیلمنامه نویسان قلمداد می شوند. اما آیا این اتهام واقعی است؟ سهم واقعی فیلمنامه نویسان از سینمای ایران چقدر است؟ دلایل
ادامه ...
به نام خدا

سالهاست که صورتهای متفاوت از گزاره واحدی در میان دست اندرکاران و علاقمندان سینمای ایران دهان به دهان می چرخد: "سینمای ایران دچار بحران فیلمنامه است" یا "سینمای ایران از ضعف فیلمنامه رنج می برد" و ... متهمان اصلی این نقیصه نیز بی بروبرگرد فیلمنامه نویسان قلمداد می شوند. اما آیا این اتهام واقعی است؟ سهم واقعی فیلمنامه نویسان از سینمای ایران چقدر است؟ دلایل واقعی ضعف عمومی فیلمنامه ها چیست؟
هنوز زمان زیادی از برگزاری سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر سپری نشده است. بررسی فیلم ها و فیلمنامه های دوبخش مسابقه سینمای ایران(سودای سیمرغ) و مسابقه فیلم های اول(نگاه نو) شاید به عنوان مشت نمونه خروار بتواند سهم فیلمنامه نویسان سینمای ایران را به شکل واقع بینانه تری نشان دهد. از میان 52 فیلم به نمایش در آمده در این دو بخش 36 فیلمنامه را کارگردانها نوشته اند، 6 فیلمنامه حاصل همکاری مشترک کارگردان و یک فیلمنامه نویس حرفه ای است و فقط 10 فیلمنامه را فیلمنامه نویسان حرفه ای سینمای ایران نوشته اند. به عبارت روشن تر حدود هجده درصد فیمنامه های دوبخش مسابقه اصلی سینمای ایران و مسابقه نگاه نو به فیلمنامه نویسان حرفه ای تعلق دارد. در بخش مسابقه سینمای ایران از میان پنج نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه سه نامزد – شصت درصد – و در بخش نگاه نو نیز یک نامزد – بیست درصد – از میان فیلمنامه نویسان حرفه ای بودند. این نسبت ها که با تفاوت اندک در سال های گذشته تکرار شده اند معنای روشنی دارند: فیلمنامه نویسان حرفه ای به طور نسبی فیلمنامه های بهتری می نویسند. نگارنده با بررسی فیلم های پرفروش سینمای ایران و فیلم های هنری نیز به نتایج کمابیش مشابهی دست یافته است.
اما مهمترین دلیل ضعف فیلمنامه در سینمای ایران، به گمان من، وضعیت اقتصادی این سینماست. در سال گذشته حدود صد و بیست فیلم به هیئت انتخاب جشنواره فیلم فجر ارائه شد. اگر آمار تولید را کمابیش همین عدد فرض کنیم و میانگین هزینه تولید را برای هر فیلم یک میلیارد تومان در نظر بگیریم هزینه تولید در سینمای ایران صد و بیست میلیارد تومان و با گذشت و مسامحه در بهترین حالت صد و پنجاه میلیارد تومان است. به طور میانگین حدود یک درصد بودجه هر فیلم در ایران به فیلمنامه اختصاص می یابد. اغلب تهیه کنندگان سینمای ایران معمولا سفارش نمی دهند، بلکه منتظر فیلمنامه های پیشنهاد شده می نشینند. در نتیجه فیلمنامه نویسان بدون منبع مالی می باید آغاز به کار کرده و نتیجه را به تهیه کنندگان یا مراکز تهیه و تولید فیلم دولتی یا نیمه دولتی عرضه کنند. کارگردانها هم در این بازار به دلیل نداشتن پشتوانه مالی ناچارند به جای عقد قرارداد با فیلمنامه نویس و پرداخت به او، خود فیلمنامه بنویسند، یا به اعتبار شخصیت حرفه ای خود از همکاری رایگان فیلمنامه نویس – تا زمان عقد قرارداد با تهیه کننده – بهره برند.
در جریان چنین روندی، تحقیق و پژوهش – که به اعتقاد من برای نوشتن فیلمنامه ضرورتی انکار ناپذیر دارد – امری تجملی محسوب می شود. در چنین بستری، اقتباس از ادبیات معاصر ایران – به دلیل بی پولی برای پرداخت حق تالیف و در اختیار گرفتن حقوق اثر برای اقتباس سینمایی – عملا منتفی می شود. حتما در این میان استثتائاتی هم وجود دارد. اما بنا به قاعده "النادرکالمعدوم" باید از آنها صرف نظر کرد. جز مواردی استثنایی که فیلمنامه نویس یا کارگردان با انگیزه های شخصی و صرف توان و هزینه مادی، زمان بسیاری را به پژوهش سینمایی و نگارش فیلمنامه، یا نوشتن فیلمنامه اقتباسی می پردازند، جریان غالب فیلمنامه نویسی در ایران از عنصر شتابزدگی و ناپختگی رنج می برد.
فیلمنامه نویس یا کارگردان – فیلمنامه نویس عجله دارد، مثل باغداری که میوه نوبرانه و کال را چیده و روانه بازار می کند تا بتواند دخل و خرج کند، فیلمنامه های کال و ناپخته را به این تهیه کننده و آن مرکز دولتی و نیمه دولتی عرضه کنند. از آن پس هم تکلیف کمابیش روشن است. اعمال سلیقه تهیه کنندگان حقیقی و حقوقی و ورود اشخاص ثالث به عرصه چون و چرا در امر فیلمنامه، از این متن آش شله قلمکاری می سازد که هیچ کس حاضر به دفاع از آن نیست.
وجود تهیه کنندگان حرفه ای صاحب سلیقه و صاحب زیبایی شناسی و دانش سینمایی – که به اعتقاد من تعداد آنها در سینمای ایران به شمار انگشتهای دو دست هم نمی رسد – ضامن رشد فیلمنامه نویسی در ایران است. فیلمنامه های سینمای ایران آن هنگام به سطح قابل قبولی از پختگی و استاندارد های جهانی می رسد، که جریان تهیه کنندگی در سینمای ایران از بلوغ لازم برخوردار شود. مرا به مراکز دولتی و نیمه دولتی چشم امیدی نیست. چراکه در بهترین حالت مدیران خوش سلیقه معتقد به فیلمنامه هم نهایتا سفارش دهندگانی هستند که کارگزاران مراکز فرهنگی بالادست و ابزارهای مهندسی فرهنگی جهت دار به شمار می روند. رشد متوازن کیفی در سینمای ایران در همه زمینه ها با تشکیل سرمایه در بخش خصوصی، پیشرفت معنادار در تامین زیر ساختها – از جمله سالن های نمایش – و شکستن انحصار و نیز تامین امنیت شغلی بستگی دارد. فیلمنامه نویس می باید در بستر امنیت مالی، و در همکاری با تهیه کننده و کارگردان با دانش سینمایی، با تضمین هزینه های لازم برای تحقیق و پژوهش و استخدام مشاوران لازم در زمینه های مختلف – پزشکی، روان شناسی، نظامی و انتظامی، حقوق و ... – کار کند. از چنین فیلمنامه نویسی باید توقع فیلمنامه پخته، بی غلط و استاندارد داشت. در شرایط کار طاقت فرسا در سینمای ایران برای فیلمنامه نویسان، همین میزان پیشرفت در امر فیلمنامه در حد شاهکار است.

فرهاد توحیدی
سهم فیلمنامه نویسان از سینمای ایران
50
ای کاش اگثر بازیگرا میاومدن اینجا خوب مشد
حمید توکلیحمید توکلی
00:15 93/05/02
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. :)
الهه قاسمیالهه قاسمی
14:14 93/08/17
نه که خسته وعجولانه رود.میان.امین
مهران مدیری را بسیار دوست دارم
فرهاد توحیدی به بی فاصله پیوست.
10:21 93/02/14
سوابق هنری