فهرست
تا این لحظه برای 5389 فیلم ، 2108 سریال و 2294 نمایش صفحه ایجاد شده است. چنانچه مایل هستید ورود اطلاعات اثر یا آثار هنری خاصی در الویت قرار بگیرد، پیشنهاد خود را از طریق صفحه “ تماس با ما ” ارائه فرمایید.
دیدگاه هنرمندان پیرامون فیلم ها
هنوز اطلاعاتی برای این بخش قرار نگرفته است
نمایش فهرست
لطفا به این نمایش رای بدهید
لطفا نظر بدهید.
کارگردان:
رضا ثروتی
نام :
نام خانوادگی :
نام لاتین:
+
نویسندگان:
امیر احمد قزوینی
پیمان قدیمی
رضا ثروتی
بازیگران:
آیدین بهاری
بهرام تیغ نورد
سارا پورسرخ
علی خسروجردی
معصومه ایرانشاهی
مهسا باقری
سال اجرا:
1394
شرح:
«فهرست» روایت رهبر ارکستری است که در صدد ساخت قطعه ای برای مردگان است؛ قطعه ای که او را به انزوا می کشاند و با مردگانش مواجه می کند.
منبع:

نظرات هنرمندان:
حسین پاکدل
حسین پاکدل
12:04 94/04/08
گزارش جلسه فهرست
صحنه رضا ثروتی هنرمندان و روشنفکران را به بی مهری متهم کرد جنجال یک دهه شصتی تئاتری نویسنده: پیام رضایی شامگاه شنبه ششم تیرماه تالار حافظ پذیرای برخی نام های پرفروغ هنر ایران بود: نام هایی از هنرهای گوناگون و نسل های مختلف. آنها به دعوت رضا ثروتی برای تماشای نمایش «فهرست» آمده بودند. واقعیت این است که چنین جمع شدن هایی چندان معمول نیست. بهانه و علت هم فراوان است. کوتاه اینکه
ادامه ...
صحنه رضا ثروتی هنرمندان و روشنفکران را به بی مهری متهم کرد جنجال یک دهه شصتی تئاتری نویسنده: پیام رضایی شامگاه شنبه ششم تیرماه تالار حافظ پذیرای برخی نام های پرفروغ هنر ایران بود: نام هایی از هنرهای گوناگون و نسل های مختلف. آنها به دعوت رضا ثروتی برای تماشای نمایش «فهرست» آمده بودند. واقعیت این است که چنین جمع شدن هایی چندان معمول نیست. بهانه و علت هم فراوان است. کوتاه اینکه حضور این همه هنرمند برجسته در کنار هم فرصتی نیست که همیشه دست دهد. نام ها و چهره ها آنقدر زیاد بودند که بردن نام شان خود نوشتاری طولانی خواهد شد. اما جواد مجابی، بهرام دبیری، محمود دولت آبادی که البته دیرتر رسید، محمد چرمشیر، گوهر خیراندیش، حسین پاکدل، علی باباچاهی، حافظ موسوی، احمدپوری، کامبیز درم بخش، حمیدرضا صدر و بهناز جعفری، سعید چنگیزی، شبنم مقدمی، اکبر عالمی، حسین سربخشیان، رویا تیموریان، مسعود رایگان و... بخشی از این نام ها بودند. نمایش فهرست با کمی تاخیر به خاطر مستقر کردن مهمانانی که همه ویژه بودند آغاز شد. ١٥٠دقیقه مهمانان نشستند در تاریکی سالن و چشم دوختند به روشنی سن و مردگان پرهیاهویش. بدون شک این اجرا یکی از بهترین اجراهای گروه بود. «برگرد! پشت این در هیچی نیست!» این دیالوگ واپسین فهرست بود. نور به صندلی های تماشاچیان برگشت و همه از رویای آشفته مردگان «فهرست» بیرون آمدند. اما رضا ثروتی به همین بازگشت نور اکتفا نکرد، او خواب دیگری هم برای مهمانانش دیده بود و هنگامی که نور از تماشاچیان دوباره بر سن برگشت تشر بیداری را بر چهره تماشاگران زد و در برابر ابراز احساسات تماشاچیان پاسخی داد که برگی تازه را گشود. پیش تر در دعوتی که صورت گرفته بود آمده بود که پس از پایان کار جلسه ای درباره آسیب شناسی هنر نیز برپا خواهد شد اما ساختار رسمی این ایده مکتوب ربط چندانی به واقعیت آنچه رخ داد نداشت. ثروتی بعد از آنکه اجرا را به نامزد و خواهر مجید بهرامی تقدیم کرد، تماشاچیان فرهیخته خود را به نشستن دوباره فراخواند و گفت سوالاتی ذهنش را به خودش مشغول کرده که دوست دارد درباره آنها حرف بزند. ثروتی که ناراحتی اش آشکار و بی پروا بود، گفت که «من می خواهم مهاجرت کنم. می خواهم بروم. ممکن است گاه گاه بر گردم تا مادرم را ببینم اما گاه گاه و مقصر شما هنرمندانید!». او در ادامه حرف هایش از این گفت که چرا هنرمندان هوای هم را ندارند؟ چرا به جای مهرورزیدن و ابراز محبت فقط کینه و حسادت و عداوت هست؟ ثروتی سپس از همه خواست تا بعد از یک استراحت کوتاه به سالن برگردند تا درباره همین سوال گپ و گفت کنند. شور و حال رضا ثروتی که برای برخی جذاب بود برخی را هم نارحت کرده بود به بیرون از سالن رسید و موضوع حرف های بعد از اجرا شد. عده ای این رفتار ثروتی را نپسندیده و معتقد بودند این کار سوءاستفاده از فرصتی است که حضور این آدم ها فراهم کرده است اما عده ای هم که عمدتا نسل جوان تر بودند موافق او بودند و حرف شان این بود که رضا شجاعانه حرف دل خیلی ها را زده است. خیلی ها رفتند. تعدادی ماندند تا با ثروتی بر سر این دغدغه گفت وگو کنند. از آن عده از هنرمندانی که نام بردیم تنها اکبر عالمی، رویا تیموریان، مسعود رایگان، شبنم مقدمی و چند تایی دیگر ماندند. ساعت یک بامداد ثروتی، حسین پاکدل و حسن خطیبی، از اسپانسرهای برنامه، پشت یک میز رو به تعدادی از مهمانان نشسته بودند. ثروتی گفت که سوال هایی دارد. هرچند عمده حرف هایش چندان سوال نبود و بیشتر درد دل بود اما سوال هایی را هم مطرح کرد. «کدام نویسنده ما دغدغه تاریخی دارد؟ چقدر فکر می کنیم مسوولیت اجتماعی داریم؟ چقدر به داشتن روح و فرهنگ و آموزش فکر می کنیم؟ منتقدین ما کجا هستند؟» اینها بخشی از جملات پرسشی بود که از خلال حرف های این کارگردان جوان دریافت می شد. وی در بخشی از حرف هایش گفت که برای امشب با خیلی ها تماس گرفته و متوجه یک اتفاق ناخوشایند شده است. «می دانستید ١٦ نفر از هنرمندان ما در دو هفته اخیر عمل قلب داشته اند. از کیارستمی و احصایی بگیر تا آخرین شان که خرمشاهی باشد. آنها قلب شان به خاطر همین چیزهاست که به این روز افتاده. چرا نسل شما اینقدر از هم دور هستند؟» این صحبت ثروتی به علاوه حرف های نخستین او فضا را تبدیل به چالش نسل ها کرد و واکنش بعدی را رقم زد. «بخشی از حرف های رضا به خاطر رنجی است که در این یک سال کشیده و بخشی هم به خاطر جوانی اوست! او بزرگ تر می شود و کم کم آرام تر خواهد شد.»این نخستین واکنش حسین پاکدل به حرف های ثروتی بود. وی با نظر کارگردان فهرست درباره اینکه هنرمندان با هم حرف نمی زنند و ارتباطی ندارند موافق نبود. «هنرمندان با هم حرف می زنند. فضا این طوری که می گویید نیست. همین کسانی که اینجا هستند در واقع به دعوت رضا ثروتی پاسخ مثبت داده اند و این موقع شب اینجا هستند. زود قضاوت نکنیم.» ولی دلیل اینکه چرا آثار ما جهانی نمی شود را این دانست که ما با گذشته خودمان زندگی نمی کنیم و البته گریزی هم به ماجرای بیانیه کانون کارگردانان درباره «عاشقانه های ناآرام» زد تا هم شاهد مثال تازه ای بیاورد و هم نظرش را در این باره بگوید. «نمایشی دارد در تالار وحدت اجرا می شود. کارگردانش را نمی شناسم که گویا این کار اول اوست. این کارگردان جوان توانسته مجموعه ای از هنرمندان را که حتی در یک پوستر هم جمع نمی شوند دور هم جمع کند و در یک اجرا گرد بیاورد. که به زعم من این بخش مدیریتی ماجرا قابل ستایش است و اثر را هم اگر خوب نباشد می شود نقد کرد و باید نقد کرد ولی کانون کارگردانان بیانیه می دهد مثل گروه فشار. مگر کانون کارگردانان قرار است حذف کند؟ این رفتار معنی ندارد. کار اگر کار باشد می ماند و اگر نه نمی ماند. چنین رفتاری شبیه گروه فشار است.» وی گفت: می توانیم احساسی برخورد کنیم اما نباید با احساسات قضاوت کنیم. رویا تیموریان بانقل جمله ای از داستایوفسکی گفت:«قدت را حفظ کن! نه کوتوله شو و نه حذف شو! اما هر چه می توانی انجام بده. به تو تبریک می گویم که در شرایط نامناسب توانسته ای چنین اثر خوبی را به صحنه بیاوری.» تیموریان ادامه داد :«شما دست کم ٢٠ بازیگر حرفه ای را وارد تئاتر کردی و این بزرگ ترین دستاورد توست. البته تیموریان نقدهایی هم داشت. «شما امروز فضایی در اختیار دارید که نسل های قبل از شما حسرتش را داشتند. من حرف ها و داستان هایی دارم که اگر بخواهم بگویم باورتان نمی شود. اما فراموش نکن که عده ای هنرمندند و عده ای کار هنری می کنند. ما باید با هنرمند چالش کنیم نه با کسی که کار هنری می کند.» بعد از صحبت های تیموریان برخی از هم نسلان رضا ثروتی به دفاع از نظرات او صحبت کردند و این نشست بدون هیچ جمع بندی خاصی به اتمام رسید. روزنامه اعتماد، شماره 3280 به تاریخ 8/4/94، صفحه 10 (هنر و ادبیات)
2
او بزرگ تر می شود و کم کم آرام تر خواهد شد.
زهره کرمانیزهره کرمانی
10:24 94/04/16
عده ای هنرمندند و عده ای کار هنری می کنند.
حسین پاکدل
حسین پاکدل
19:27 94/04/03
فهرست
نوشتاری از حسین پاکدل برای نمایش «فهرست» نمایشی که حال مان را خوب می کند سرویس : فرهنگی و هنری - سینما و تئاتر حسین پاکدل که به تازگی نمایش «فهرست» کار رضا ثروتی را دیده است، برای این نمایش یادداشتی را نوشت. این نمایشنامه نویس، کارگردان و مدیر پیشین تئاتر در این نوشتار که آن را اختصاصا در اختیار بخش تئاتر ایسنا قرار داده نوشته است: «رضا ثروتی با "فهرست" حالمان را خوب می کند.
ادامه ...
نوشتاری از حسین پاکدل برای نمایش «فهرست» نمایشی که حال مان را خوب می کند سرویس : فرهنگی و هنری - سینما و تئاتر حسین پاکدل که به تازگی نمایش «فهرست» کار رضا ثروتی را دیده است، برای این نمایش یادداشتی را نوشت. این نمایشنامه نویس، کارگردان و مدیر پیشین تئاتر در این نوشتار که آن را اختصاصا در اختیار بخش تئاتر ایسنا قرار داده نوشته است: «رضا ثروتی با "فهرست" حالمان را خوب می کند. رضا ثروتی عزیز یک هفته از تماشای "فهرست" تو گذشت و نتوانسته ام لحظه ای از فکر کردن به این کارِ کارستان بیرون بیایم. فکر می کنم خیلی از تماشاگران تو همین حال را داشته و دارند. هرجا می روم و با هرکس می نشینم، ناخودآگاه سخن از کار تو را پیش می کشم یا پیش کشیده می شود. بعید می دانم به این زودی ها اثراتِ اثرت یقه افکارم و فکرها را رها کند. چه قدر خوب که خدا تو آدمِ ساده ی بی ریای تعالی طلب را آفرید، اصلاً خوب شد تو را هنرمند آن هم تئاتری آفرید. تو اصلاً خلق شده ای که آفرینش را روی صحنه به شکلی بشکوه بازآفرینی کنی. شاید خودت متوجه نباشی ولی تو موجود غریبی هستی. به خودت نگاه کن؛ ظاهرت ابداً نشان نمی دهد عجیبی؛ تو به راحتی می توانی تعادل ذهنی آدم و آدم ها را به هم بریزی و دیوانه را سربه راه و عاقل را دیوانه تر کنی. آدم نگاهت که می کند می بیند جسم ات شبیه بقیه است- حتی شبیه خودت- ولی کلیّتِ وجودت از کهکشانی دیگر آمده است. تو بیشتر شبیه هدیه سیاره های کشف نشده ای. انگار روحی اضافه سوار تنت شده تا از بدن تو هرکول وار بهره ببرد تا معنای هستی را بر اطلس تقدیر دوش خود حمل کنی. ساختمان تو عجیب غریب است. آخر مگر می شود ظرفِ دوساعت و نیم بتوانی با جمعی کثیر - که اولین بار است با تو بر صحنه ی حرفه ای گام می زنند- این طور مغز و روان تماشاگرانت را بتکانی، پراکنده کنی و دوباره و به قاعد به هم بچسبانی؛ طوری که دوباره خودشان را از دور هم با طراوت و تازگی به یاد آورند. تو کارگردان نیستی، کاوشگری. کاوشگرِ معدن وجودی. تو داری ذخایر نامحدودی را از درون معبدِ معنای تئاتر کشف می کنی. تو کاشف خودت و ما هستی، تو شاعری. از آب و آهن، گوشت و پوست، شعر می سازی. تو نقاشی. از چینش حالتِ بدن ها کنار هم نقش های ازلی ابدی می آفرینی. تو رامشگری. در صحنه صداهای مرده و نغمه های دفن شده زیر انبوه خاک را با هزار ترفند بدیع وادار به ترنمی جاودانه می کنی. تو حرکت را در حرکت، باز تعریف کردی. تو بر صحنه معجزه می کنی. دم به دم. تو راهنمای تور آخرتی. دستِ دسته جمعی ما نظاره گرهارا گرفته سوار بر هودج سِحر و جادوی صحنه به تماشای برزخ و سیاحتِ رستاخیز می بری و باز ما را سر ساعتِ قرار، در قرارگاه هبوط، همان جا که نشسته بودیم، پیاده می کنی. آرام و بی ادا، گویی گهواره هوش ما را نرم نرمک تاب می داده ای. رضای عزیز تو با این کار تولدی مدام و جاودانه را برای خود رقم زدی. تو زین پس ساعت به ساعت در خود متولد می شوی و هر روز از خود ده ها رضا ثروتی دیگر می آفرینی؛ هرکدام ثروتمندتر و بخشنده تر از قبلی. تو خبر نداری، مدتی است پرتاب شده ای به فراخی ی جهان. تو دیگر متعلق به آینده و روزهای دیگری. زین پس تمام صحنه ها صحنه ی توست. اگر در این وعده ی قطعی، وقفه بیفتد صحنه ها ضرر می کنند، نه تو؛ چون تو تمام آینده را یک جا جمع کرده ای و ما را با سفر به قعر زمین به آسمان ها بر کشیدی. با تو در این سیر و سیاحت، به انتهای گذشته رفتیم و سر از ته آینده درآوردیم. هرکدام از نقش آفرینان "فهرست" بار سنگین آینده هنر نمایش را با خود دارند. تو شروعشان کردی، مابقی دست تو نیست، دستِ ادامه است. با این شکلی که به وجودشان دادی هرکدام ستون های عمارت درام های بزرگ آینده اند. خواهی بود و خواهی دید. نگاه کن، در دور دست های دور، پیش چشم های تماشا، ژن های "فهرست" در حال تکثیر شدن است. چه خوب که سختی ها سختت کرده و ساخته شدی و ساختی در دل سختی. زوال تو زمانی است که همین چیزهای ابتدایی برایت با امری یا حکمی مهیا باشد، چون تعجب خواهی کرد. تو نباید تعجب کنی، رسالت داری متعجب کنی، که می کنی. تو با "فهرست" نشان دادی با خودت رقابت داری و مدام از خودت جلو می زنی. چه خوب که در این رقابت، وامدار کسی یا جایی نیستی. این افتخار برای تو و گروهت بس که تا نفس در تن دارند "فهرست" را محصول تلاش خود بدانند و به آن و خاطرات پایان ناپذیرش افتخار کنند. از تو تشکر می کنم که فهرست را آفریدی.تشکر می کنم چون خوب بلدی با بردن ما به قعر مرگ و پیدا کردن و به آواز درآوردن سمفونی صدای مردگان، به بودِ ما معنا بدهی و حالمان را خوب کنی.» به گزارش ایسنا، نمایش «فهرست» به کارگردانی رضا ثروتی از 17 خردادماه هر شب در تالار «حافظ» روی صحنه است. این نمایش برداشتی آزاد از نمایشنامه «فهرست» اثر تادئوش روژویچ و برگردان محمدرضا خاکی است. «فهرست» روایت رهبر ارکستری است که در صدد ساخت قطعه ای برای مردگان است؛ قطعه ای که او را به انزوا می کشاند و با مردگانش مواجه می کند.
4
زهره کرمانیزهره کرمانی
10:24 94/04/16
ممنون
ازآقای دان تشکر میکنم. خداوند سلامتی به خودشان وخانواده محترم عنایت فرماید .