حسین پاکدل
حسین پاکدل
11:43 94/02/20
پنج دقیقه با...
حسین پاکدل: بزرگ ترین معلمم مادرم بود عسل عباسیان: «حسین پاکدل»، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر که در آخرین روزهای زمستان گذشته نمایشی را در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه برد، در ادامه از امیدها و دغدغه هایش گفته است. این روزها مشغول هستم به: آماده کردن نمایش «امر ملوکانه» که متنش را اخیرا خودم نوشته ام و زبانی فاخر و طنز دارد. در این نمایش بناست عاطفه رضوی و مهدی پاکدل بازی کنند و فعلا فقط جمعه ها در «کافه کتاب همیشه»، که کتاب فروشی ما در کرج است، آن را اجرا می کنیم و تابستان هم در تهران روی صحنه خواهیم برد. بعد هم به یاری خدا برایش تور خارج از کشور خواهیم داشت. تئاتری که به تازگی بیشترین تأثیر را بر من گذاشت؛ «سقراط» ؛ آخرین کار قابل اعتنایی که برای بار دوم،«سقراط» با بازی فرهاد آئیش بود. برای الهام گرفتن در فعالیت های هنری ام می روم به: به کافه کتاب خودمان و همین طور گالری ها و کتاب فروشی ها. اینها همگی برای من منشأ الهام هستند. ارتباط با هنرمندان و گفت وگو با دوستانم هم برایم الهام بخش است. اگر بخواهم هنر را در یک واژه خلاصه کنم، باید بگویم هنر عبارت است از: «خلق». خلق دوباره پدیده های خداوندی. هنرمند خالق است و زندگی را با خلق هنر، قابل تحمل می کند. اگر روزی به ثروتی هنگفت دست پیدا کنم چه شاهکار هنری ای را برای خود خریداری می کنم؟ من ترجیح می دهم با واقعیت ها زندگی کنم، اگر و اما در زندگی من جایی ندارد. با اینکه همیشه تلاش می کنم و مطمئنم هیچ وقت پول هنگفت به دست نخواهم آورد. پس با واقعیت هایی که هست زندگی می کنم. کارگردان یا بازیگری که تمایل دارم با او ناهار بخورم؟ همه دوستان هنرمندم هستند که سال های سال است با آنها رفاقت دارم و همیشه دوست دارم ساعت ها کنار آنها بنشینم و با هم گپ بزنیم. بزرگ ترین معلمم: مادرم بود؛ چون هزاربار جمله های نغز به من گفته که در زندگی ام کارکرد داشته. یکی از آموزه هایش به من این است که هیچ وقت جایی ننشین که کسی به خودش اجازه بدهد به تو بگوید بلند شو، وقتی هم نشستی، آنقدر محکم بنشین که کسی جرأت نکند تو را بلند کند و این یکی از بزرگ ترین آموزه های من است. برای همین از احدالناسی غیر از خدا نمی ترسم. بزرگ ترین سوءتفاهم درباره من این است که چه چیز درباره ام گفته شود؟ هر کس هرچیز دوست دارد بگوید. برایم اهمیتی ندارد کسی چه می گوید. من کار خودم را می کنم و اهل بهادادن به سوءتفاهمات نیستم. وقتی آدم وارد هنر می شود و کار هنری می کند، این کار هنری برای آدم نام می آورد و طبیعتا عده ای از این نام خوششان نمی آید و قضاوت می کنند. وقتی وارد این حرفه می شویم، خودمان را در معرض قضاوت قرار می دهیم و نباید نگران قضاوت ها باشیم و به آنها فکر کنیم. اصل مهم برای اینکه در دنیای هنر ماندگار شد: زحمت، تلاش، پیگیری و رسیدن به جاودانگی. کاری که بابتش زحمت می کشی و تلاش می کنی، با خودش جاودانگی می آورد. مگر می شود بشری مثلا به اسم شجریان شب بخوابد و صبح بیدار شود، بشود شجریان؟ او در بستر زمان شجریان شده و بابت هرروزش زحمت کشیده. باید تا آخر عمر هم زحمت کشید. کافی است هنرمند با خودش روراست باشد. نباید منتظر معجزه بود و انتظاری از کسی داشت. اگر در رشته هنری ام به عقب برگردم، آرزو می کنم که: همین مسیری را که تا حالا رفته ام، دوباره بروم. اصلا فکر نمی کنم کار دیگری خواهم کرد. مسیرم را به شکل طبیعی طی کردم و فکر می کنم بهترین نوع هم همین پیمودن مسیر طبیعی است. چه کاره بودم اگر کسی نمی شدم که حالا هستم: همینی که هستم. با همین قاطعیت. آرزوی زندگی ام: این است که رؤیا سازی کنم و برای جامعه خودم و برای مردمم رؤیا تولید کنم. جالب ترین اتفاقی که در این سال ها در سینما و تئاتر برایم افتاده؟ هر لحظه برایم جالب بوده. ما به عنوان هنرمند تمام اتفاقات را پدیده می بینیم برای همین احساساتی نمی شویم و با فاصله به آن نگاه می کنیم. بنابراین همه اتفاقات به سهم خود قابل مطالعه و جالب هستند، مهم این است که چقدر ما را در «شدن»مان یاری می کند. بهترین کتاب عمرم؟ نمی توان از یک کتاب خاص اسم برد. هرکدام از کتاب ها تفسیر ویژه ای دارند و ما برایندی از مجموعه کتاب هایی که می خوانیم را در خود داریم. یک زمان یک کتابی در یک زمان بر ما اثر خاصی دارد، که در زمان دیگری ندارد. اگر بخواهم بگویم چه کتاب هایی بر من اثر گذاشته اند، باید یک صفحه روزنامه را با آن پر کنید! دغدغه اجتماعی این روزهایم؟ دغدغه های بسیاری دارم. اما این روزها به کمک دوست نازنینم، رضا کیانیان، مشغول پروژه «سین هشتم» هستم. هنرمند رسالت دارد که به مسائل اجتماعی پیرامونش توجه کند و دیگران را هم متوجه آن کند و موتور محرکه جامعه اش شود. این اتفاقی است که امیدوارم بتوان با یک برنامه خوب و فراگیر به واسطه «سین هشتم» توجه صاحبان سرمایه را جلب کنیم تا اتفاق زشت بی خانمانی از سطح جامعه برچیده شود. ما در مقایسه با بی خانمانی ای که در سطح بین الملل وجود دارد، بی خانمان های خیلی کمتری داریم، اما همین مقدار را هم باید از بین ببریم. امیدوارم به نتایج خوبی برسیم. ما می خواهیم هنرمندان همراه این جریان شوند تا افراد متمکن هم پا پیش بگذارند و به این فکر کنند که چهره شهرهای ما، به خصوص تهران، چطور زیبا می شود. هنرمند مبلغ زیبایی است. جایی که در آن زیست می کنیم باید از هرگونه پلشتی پاک شود و یکی از مصادیق این پاک شدن شهر از پلشتی، این است که در سطح آن دیگر نبینیم که کسی گرسنه بخوابد و بی پناه باشد.
پنج دقیقه با...
4
سلام جناب پاک دل استاد گرامی
همانطور شما می فرمایید و گفته اند مادر بزرگترین معلم است و جایگاهش بس والا و احترامش واجب بر همگان
فرمودید شجریان یک شبه شجریان نشد اما در مورد بازیگران من فکر میکنم این حرف شما صدق نمیکنه من بیشمار بازیگر میشناسم به خاطر بازی تو یه فیلم هنوز دارن نون همون فیلمو میخورن در صورتیکه بازی های بعدیشون چنگی به دل نزد دلم میخواد اسم ببرم اما مطمئنا اجازه نمایش کامنت من رو قاعدتا مدیران سایت نخواهند داد.افسوس
زهره کرمانیزهره کرمانی
08:49 94/02/21
خیلی عالی بود حرف مادرتان

هیچ وقت جایی ننشین که کسی به خودش اجازه بدهد به تو بگوید بلند شو، وقتی هم نشستی، آنقدر محکم بنشین که کسی جرأت نکند تو را بلند کند
آقای پاکدل عزیز، دلمان برای پاره حرف هایتان تنگ شده.
کاش حرف های قشنگ مادرتان را به صورت پاره حرف دربیاورید.