حسین پاکدل
حسین پاکدل
09:23 94/11/08
عزاى هنر

هنر نیست روی از هنر تافتن
شقایق دریدن، خشن بافتن
"نظامی"
این جماعت اندکِ بی ریشه حق دارند بانو. زیبایی نمی دانند. گل نمی فهمند. مرامِ محمدی(ص) پاس نمی دارند. بهشتِ خالق را هم دوزخِ مخلوق می پسندند. یک شهر کم است، باید فراتر عزا گرفت. برای جولان جهل و خرافه و معصومیت هنر در سرزمینِ جمال و کمال و ادب، باید زانوی غم به بر گرفت. برای بی قدر شدن هنر و هنرمندی باید به ماتم نشست. هنگام که کارگزاران و دکانداران هنر به رأی اینان بها داده پسِ دخل خویش پنهان می شوند باید به سوگ رفت.
اینان حق دارند بشورند بر هنرمندانی که خیلِ انبوهِ جماعت هنرشناس، خودخواسته و به بهایی خریدار محصول هنرمندی ایشانند و برای بی هنری آنان حتی به رایگان نیم نگاهی از سر اعتنا نمی کنند. حق دارند. نیازمندند، درد دین ندارند، درد بی درمان ندیدن و ندیده شدن دارند.
در پى کرسی اند، هنر را چماق می کنند.
خداوندگار هنر خود حافظ عزت و آبروی فرزندان خلفِ خویش است. حال دجالان بر طبل پوسیده بکوبند.
حافظ، تو ختم کن که هنر خود عیان شود
با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است.
.
.
عزاى هنر
2
الهه قاسمیالهه قاسمی
13:08 94/11/19
چرا شیشه شکست؟

مادر می گوید :

شاید این رفع بلاست..........
الهه قاسمیالهه قاسمی
14:26 94/11/27
هزار شیشه شکستند و روزه شان نشکست..............