حسین پاکدل
حسین پاکدل
05:14 93/11/23
یادداشت کیومرث مرادى
هنرمند عزیز و صاحب نام، کیومرث مرادى از راه دور با انتشار یادداشتى بنده و نادر برهانى مرند عزیز را مورد لطف و عنایت خویش قرار داد. در ادامه یادداشت کیومرث را بخوانید. بنده خود را لایق این توصیف ها نمى دانم و امیدوارم روزى چنین که کیومرث گفته بشوم. اجراى دو نمایش " پاییز" و "یک صبح ناگهان" از دو تن از سرمایه های تئاتر ایران آن هم در یک زمان و یک مجموعه نمایشی بهانه ای شد برای نوشتن. و چه قدر خوب که این بهانه، فرصتی شد برای من. حسین پاکدل برای من از آن دست هنرمندانی است که من بی آن که خود بدانم از او ذره ذره آموختم. از درایتش، مدیریتش، دانش اش و از همه بیشتر احترام اش به هنر، دانش و هنرمند. حالا او سال هاست که با همان ظرافت در رفتار و نگرش اش می نویسد و کارگردانی می کند. نگاه و آثار هنری او در این روزگار فرصتی است برای کشف این که چه طور هنرمند می تواند اندیشه و خرد را در اثر خود نمایان کند. او با ظرافت تاریخ را برای ما می خواند و آدم هایش از دل تاریخ قصه های خود را می گویند، قصه ها و آدم هایی که گاه ما را چون آیینه ای نمایان می کند. نادر از نسل من است نسلی که همیشه با همه وجودش تلاش کرده است. من نادر را یکی از محجوب ترین کارگردانان ایران می نامم . از صبوری اوست که قلب اش به صدا در می آید و خوشحالم که امروز هنوز قلب اش برای خانواده خودش و تئاتر می زند. نگاه نادر برهانی مرند به زندگی و انسان همیشه مرا به فکر برده است، او همیشه با ظرافت از آدم ها و قصه هایش می گوید. ظرافتی که از شخصیت خودش آغاز می شود و در آثارش نمایان می شود. جنس زبان و داستان هایش از بطن زندگی و آدم های امروز می آید. چه خوب که با درایت مدیریت مجموعه ایرانشهر این دو عزیز با هم در یک مجموعه هم زمان اجرا می کنند. حسادت می کنم که نیستم تا حضور این همه بازیگر ارزشمند در هر دو نمایش را ببینم. سرمایه های بزرگ تئاتر ما که باید بیشتر و عمیق تر در باره شان نوشت. با احترام به هر دو نمایش و دوستان عزیزم. کیومرث مرادی زمستان ٩٣
یادداشت کیومرث مرادى
9
آقای پاکدل بنده امروز تئاتر شهر بودم یه نمایش خیابانی بحث انگیز عده ای جوان رژه میرفتن و مدام سروصدا میکردن همه مردم گیج از موضوع اینا رو گفتم که بگم نمایش برای مخاطب عام باید قابل فهم باشه من چند سال قبل یک نمایش آقای کرمانی در کشور رومانی را رفتم و واقعا لذت بردم در حالیکه جشنواره بین المللی بود ولی برای مخاطب قابل فهم بود درود به اقای کرمانی
اقای قهرمانی منم اونجا بودم خیلی استرس به مردم وارد کردن اول همه ترسیدن چون یه دختره که عضو گروهشون بود مدام میدوید و جیغ میزدو فرار میکرد مردم نمیدونستن نمایشه یا واقعیت یهو عینه مغول ریختن تو محوطه تئاتر شهر صداهای ناهنجار همه گیج و مبهوت به نظرم نمایش پرومته بود اما مردم که اینچیزا رو نمیدونن شایدم نگاه یک ناشنوا به دنیا رو میخواستن نشون بدن هر چی بود گنگ بود احتمالا کارگردان میخواسته یه تست بازیگری بدون موضوع از بچه هاش بگیره چیزه مرسومی نیست اما بعضی کارگردانا برای بازخورد کارشون این کارو میکنن
البته من منظورم اقای مرادی بود نه کرمانی جناب هوشنگ مرادی کرمانی هم که نویسنده خوبی هستن و در سطح جهانی شناخته شده
فرق نمایش با بقیه هنرها مخاطب خاصشه چون مقوله نمایش اصولا خاصه اشکالی نداره مردم درک نکردن چون هدف اینه هر کسی برداشت خودشو بکنه بدون اینکه به کلیت هدف که مد نظر کارگردان و نوسینده هست لطمه بخوره
زهره کرمانیزهره کرمانی
14:03 93/11/24
ایرانشهر داره خیلی خوب کار میکنه
استاد مرادی خودشون هم کارگردان خیلی خوبی هستند
عمار ساروقیعمار ساروقی
14:31 93/11/24
کاش میتونستم تو هر دو نمایش باشم ارزوی موفقیت برای جناب پاکدل و هنرمند عزیز ،مرادی نازنین
سیمرغ رو به آقای سعید آقاخانی تبریک میگم.

به خانم باران کوثری

سحر دولت شاهی

هومن سیدی

استاد بهمن زرین پور

لیلا زارع

استاد لطیفی

استاد استاد ابوالحسن داودی

نیکی کریمی

و...

تبریک عرض میکنم.
زهره کرمانیزهره کرمانی
23:45 93/11/24
و باز هم فرهاد اصلانی عزیز سیمرغ نگرفت.
سلام خدمت استاد گرانمایه و عزیز
انشاءالله آنهایی که سیمرغ گرفتند مبارکشان باشد و آنهایی هم که لایقت داشتند و نگرفتند در موقعیتهای دیگر بهترینها نسیبشان شود